تبليغاتX
جادوی نوشتن


جادوی نوشتن


نوشتن، عشق ما، کسب ما، زندگی ما است. در اینجا، به عشق خود -نوشتن- سرگرم خواهیم بود


نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 8:5 بعد از ظهر روز پنجشنبه 22 دی1384

  

تو که دستت به نوشتن آشناست

دلت از جنس دل خسته ماست

دل دریارو نوشتی/ همه دنیارو نوشتی

دل مارو بنویس/ دل مارو بنویس

*****

بنویس هر چه که مارو به سر اومد

بد قصه ها گذشت و بدتر اومد

بگو از ما که به زندگی دچاریم

لحظه ها رو می کشیم، نمی شماریم

بنویس از ما که در حال فراریم

توی این پاییز بد فکر بهاریم

دل دریارو نوشتی/ همه دنیارو نوشتی

دل دریارو نوشتی/ همه دنیارو نوشتی

دل مارو بنویس / دل مارو بنویس

*****

دست من خسته شد از بس که نوشتم

پای من آبله زد بس که دویدم

تو اگر رسیده ای ما رو خبر کن

چرا اون جا که تویی، من نرسیدم

تو که از شکنجه زار شب گذشتی

از غبار بی سوار شب گذشتی

تو که عشقو با نگاهت تازه دید

بادبان به سینه دریا کشیدی

دل دریارو نوشتی/ همه دنیارو نوشتی

دل دریارو نوشتی/ همه دنیارو نوشتی

دل مارو بنویس/ دل مارو بنویس

*****

بنویس از ما که عشقو نشناختیم

حرف خالی زدیم و قافیه باختیم

بگو از ما که تو خونه مون غریبیم

لحظه لحظه در فرار و در فریبیم

بگو از ما که به زندگی دچاریم

لحظه هارو می کشیم، نمی شماریم

دل دریارو نوشتی/ همه دنیارو نوشتی

دل دریارو نوشتی/ همه دنیارو نوشتی

دل مارو بنویس/ دل مارو بنویس/ دل مارو...





دسته بندی :

لینک مطلب



نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 1:4 بعد از ظهر روز سه شنبه 20 دی1384

این شعر را اول در جواب یکی از خوانندگان گل وبلاگ کامنت گذاشتم اما دیدم حیف است دوباره رفتم آنجا کپی اش کرد  و گفتم بقیه هم بخوانند البته بدون رعایت حق کپی رایت.

دیباچه

شفیعی کدکنی

بخوان به نام گل سرخ، در صحاری شب
که باغها همه بیدار و بارور گردند
بخوان، دوباره بخوان، تا کبوتران سپید
به آشیانه خونین دوباره برگردند.

بخوان به نام گل سرخ در رواق سکوت
که موج و اوج طنینش ز دشتها گذرد؛
پیام روشن باران
ز بام نیلی شب
که رهگذار نسیمش به هر کرانه برد

ز خشکسال چه ترسی؟ - که سد بسی بستند:
نه در برابر آب،
که در برابر نور،
و در برابر آواز و در برابر شور...

در این زمانه عسرت
به شاعران زمان برگ رخصتی دادند
که از معاشقه سرو و قمری و لاله
سرودها بسرایند ژرفتر از خواب
زلالتر از آب.

تو خامشی، که بخواند؟
تو می روی، که بماند؟
که بر نهالک بی برگ ما ترانه بخواند؟

از این کریوه به دور
در آن کرانه ، ببین:
بهار آمده، از سیم خاردار گذشته
حریق شعله گوگردی بنفشه چه زیباست!

هزار آینه جاری است
هزار آینه اینک
به همسرایی قلب تو می تپد با شوق
زمین تهی است ز رندان،
همین تویی تنها
که عاشقانه ترین نغمه را دوباره بخوانی.
بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان:
" حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی."





دسته بندی :

لینک مطلب



نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 11:39 قبل از ظهر روز جمعه 16 دی1384

سلام. ببخشید، من ذاتا ً آدم بد قولی هستم. همه دوستان و همکارانم هم این را خوب می دانند، اما این قدر خوبند که با همه بدقولی، با من کار می کنند.

این چند روزه، خیلی حالم خوبه. دارم به دریافت های جدیدی از زندگی می رسم. دارم از معلومات خودم استفاده می کنم. احساس می کنم که دارم به روشنی می رسم. با یکی از همکاران، درباره موضوعی صحبت کردم. یک ساعت و خرده ای. پشت تلفن. انگار که من یک چشم دیگری داشته باشم که او باشد، تصور کنید، آدمی که سه تا چشم داشته باشد، تازه چشم سومش هم بیرون از خودش باشد، چه آدم خوشبختی است.

بعضی وقت ها احساس می کنم که من، یه روزی می ترکم، چون ظرفیت این همه علم و دانستن و کشف را ندارم. این روزها، خیلی احساس خوبی دارم. چیزی که با ریاضت و خودکشی دینی به آن نرسیدم، با فکر کردن دارم به آن می رسم. یک شب، تا سه نصفه شب بیدار بودم، فکر می کردم. خدا می داند چقدر روشن ضمیر شدم. چقدر ...

بگذریم. می خواهم کلاس های رسانه را بروم. با جواد، به عنوان مستمع آزاد، سر کلاس خبر دکتر قندی رفتیم. خدا می داند چقدر خوشحال و خرسند شدم از این که دوباره، به اهمیت خبر پی بردم. چند تا سئوالی هم پرسیدم. این قدر از این که دوباره خبر، برایم مهم شده بود خوشحال بودم، که مثلا ً اگر این جا کانادا بود، حتما ً توی خیابان، جلوی چشم آدما، می رقصیدم. بله، می رقصیدم. چه جوری؟ این جوری:

دیری رام دیری رام ....





دسته بندی :

لینک مطلب



نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 2:22 بعد از ظهر روز پنجشنبه 1 دی1384

دلنوشته ها

 

امروز، فراغتی دست داده تا سری به وبلاگ عزیزم بزنم. چند روزی بود که حسابی سرم شلوغ بود. مسئولیت است دیگر. قبولش که نکنی، پیشرفتی در کار نیست، قبولش هم که کنی، حسابی به دردسرت می اندازد؛ آش کشک خالته، بخوری پاته، نخوری پاته.

کار زیاد کردن، یک حسنش این است که آدم را، به اعتماد به نفسی شگرف می رساند. به قول یکی از روانشناس ها، مثل عضله است، هر چقدر بیشتر پرورشش بدهی، ورزیده تر می شود و با آن، می توانی کارهای بزرگتری و سنگین تری انجام دهی.

دو هفته ای می شود که همشهری محله نمی روم. جایی که یک سال و نیم، هر روز صبح، راهم را کج می کردم و به آن جا می رفتم. جایی که در آن، برای خودم، کسی شده بودم. اما... اما باید دل می کندم. من می خواستم به جاهای بزرگتری  برسم، می خواستم حرفه ای تر باشم و این، موجب شد که ترک دیار  مألوف کنم. بالاخره، برای رسیده به جایی، باید دل کند از بعضی جاها، از بعضی دل بستگی ها.

یکی از بدترین چیزها برای من، دیدن یک آدم غیر حرفه ای در یک کار حرفه ای است. هر جایی که می خواهد باشد. اصلا ً قاعده را به هم می زند. اصلا ً عدالت را جابه جا می کند. مگر عدالت قرار دادن هر چیزی در جای خودش نیست؟ پس لابد این غیر حرفه ای های عزیز، دارند ظلم می کنند دیگر. هم به خودشان، هم به اطرافیانشان، هم به مشتریانشان.

 

شما هم می توانید گزارش بنویسید مگه نه؟ 

 

براي تهيه يك گزارش چهار مرحله را بايد طي كرد:

       1.         يافتن سوژه(موضوع)

       2.         پرورش سوژه(موضوع)

       3.         گردآوري اطلاعات

       4.         تنظيم گزارش(ايجاد ساختار)

1-    سوژه را چگونه و از كجا پيدا كنيم؟

«سوژه يابي»(پيدا كردن موضوع) نخستين قدم براي گزارش نويسي است و اگر چه به ظاهر انتخاب سوژه كاري آسان به نظر مي رسد، اما در عمل اينگونه نيست، و اغلب گزارشگران با مشكل يافتن سوژه روبه رو هستند و گاه سوژه هاي تكراري و يا غير ضروري را برمي گزينند. اگر چه به ظاهر هنرگزارشگر در چگونگي جمع آوري اطلاعات و تنظيم گزارش خلاصه مي شود،اما بايد پذيرفت كه زير ساخت اين دو مرحله، يافتن سوژه مناسب است. لذا سوژه يا ايده اي خوب مي تواند 50 درصد از اصل كار گزارش محسوب شود. اغلب گزارشگران مطبوعات عادت كرده اند كه سوژه هاي خود را از دبير سرويس دريافت كنند. اما گزارشگران حرفه اي همواره سوژه هايي را در ذهن دارند.

 چه بايد كرد؟

دفتر سوژه : اگر مي خواهيم گزارشگر حرفه اي باشيم، نخستين كار اين است كه يك دفتر سوژه تهيه كنيم، سپس هر موضوعي را كه به نظرمان مناسب رسيد در آن يادداشت كنيم. مطالب روزنامه ها و نشريات مختلف بهترين منبع دريافت سوژه هستند. اخبار، مقالات، حتي مطالب درون گزارشها، ستون نامه هاي مردم، ستون تلفن هاي گلايه آميز، صفحات و ستونهاي آگهي و نيازمنديها، اگر با دقت و به منظور يافتن سوژه مورد مطالعه قرار گيرند، بسيار مفيد خواهند بود.

مثلا موجي كه روزنامه ي ايران در سال 1374 براي آزادي زندانيان بدهكار به را ه انداخت و منجر به آزادي عده زيادي از زندانيان شد، نتيجه تيزبيني دبير گروه حوادث اين روزنامه بود كه در جريان بررسي اخبار تلكس به خبري برخورده بود كه در پاكستان يك فرد با پرداخت جريمه هاي 100 زنداني بدهكار، آنان را از زندان آزاد كرده بود. حركتي كه روزنامه هاي كيهان عليه شركتهاي مضاربه يي به راه انداخت، جرقه اش از ستون روزنامه هاي مردم زده شد.

رسانه هاي ديداري و شنيداري : ديدن برنامه هاي تلويزيون، شنيدن راديو و ديدن فيلم به ما كمك مي كند تا سوژه هاي خوبي را بيابيم.

نشريات ديگر و كتاب : روزنامه هاي و مجلات رقيب و همكار، نشريات خارجي، كتب مختلف، بولتنهاي داخلي ادارات و وزارتخانه ها، اخبار سمينارها و همايشها و و اطلاعيه هاي سازمانهاي مختلف مي توانند در پيدا كردن سوژه به ما كمك كند.

حضور در مجامع مختلف : در صف اتوبوس، جمع مسافران تاكسي، صف سينما، پارك و بوستان و مراجعان آنها، اجتماعات خانوادگي، جمعيت در حال عبور از خيابان، ازدحام اتاقك اتوبوس، و آنچه در كوچه و بازار ديده مي شود،سوژه هاي فراواني وجود دارد كه تنها با هنر خوب ديدن به دست گزارشگر حرفه اي مطبوعات مي افتد.

هنر خوب ديدن را در خود تقويت كنيم

گوستاو فلوبر، از نويسندگان طراز اول فرانسوي و خالق رمان ٌمادام بواريٌ مي گويد: ((هنر ديدن با صبري طولاني به دست مي آيد، در هر چيز، هميشه جزئي كشف نشده و ناديده وجود دارد. ما چشمان خودمان را عادت داده ايم تا تنها چيزهايي را ببينيم كه ديگران پيش از ما ديده اند.))

همانطور كه يك خبرنگار، هنگام مصاحبه نبايد مجذوب سخنان طرف مقابل شود تا احياناً به آنچه مصاحبه شونده مي گويد غافل بماند، يك گزارشگر نيز براي يافتن سوژه همواره بايد نگاه غير عادي به رويداد ها، وقايع و اتفاقات روزمره ي زندگي داشته باشد. اين امر ممكن نيست مگر با صبر طولاني و تمرين مداوم. اگر يك گزارشگر مانند كاسبي نشسته بر صندلي جلو مغازه اش به خيابان بنگرد، مانند يك پزشك به بيمار نگاه كند، از جايگاه يك معلم كلاس درس را نظاره كند و از نگاه يك پليس به ترافيك چشم بيندازد، هيچگاه نخواهد توانست به سوژه هاي بكر دست پيدا كند و حتي در صورتي كه اين سوژه ها به وسيله ديگران هم در اختيار او قرار گيرد به خوبي از عهده پروراندن آنها بر نخواهد آمد. لذا نخستين درس براي يافتن سوژه تقويت هنر خوب ديدن است و اينكه اجازه ندهيم كه چشممان به محيط اطرافمان عادت كند. به قول تولستوي نويسنده ي بزرگ روسي((اگر چشم ما به اشياي محيط اطراف خود عادت كرد ديگر آنها را نخواهد ديد))

شم خبري

يك روزنامه نگار، در هر رده ي شغلي و يا در هر بخشي كه مشغول به كار است در صورتي كه ٌشم خبريٌ نداشته باشد، بهتر است كه شغل ديگري انتخاب كند. در عرصه ي وجودي رسانه هاي غير حرفه يي، بسيارند كساني كه اين ويژگي را ندارد، اما همچنان به كار خود ادامه مي دهند. اما مطمئناً اين گونه افراد هيچگاه به عنوان اثر گذاران و خالقان صحنه هاي گزارش و خبر توان عرض اندام نخواهند يافت و تنها كارمند رسانه باقي خواهند ماند. حال بايد پرسيد شم خبري يعني((قوه تشخيص و تمييز)) يعني همان قوه اي كه به يك هنرمند، در ميان ديگر هنرمندان، برتري مي بخشد.

حتما شما هم اين داستان را شنيده ايد كه :

(يك روز خبرنگار تازه كاري را براي تهيه گزارش از مسابقه واليبال به يك سالن ورزشي فرستادند.خبرنگار آن روز به دفتر روزنامه برنگشت. فرداي آن روز در توجيه عمل خود گفت: ديروز كه به محل مسابقه رفتم، ديدم سقف سالن روي تماشاگران آوار شده است و عده زيادي هم كشته شده اند. لذا چون مسابقه برگزار نشد، خبري هم نبود كه تهيه كنم.)

اين داستان اگر چه طنز است، اما با درجات پايين تري، وصف حال گروهي از خبرنگاران است كه شامه قوي در كار خبري ندارند. اكنون جاي اين پرسش است: آيا شم خبري يك امر ذاتي و خدادادي يا امري اكتسابي؟

در پاسخ بايد گفت: «هر دو» يك خبرنگار مبتدي ممكن است يك روز تمام در سطح شهر گردش كند و نتواند يك سوژه ي قابل طرح، براي گزارش به دست آورد.اما همين شخص چنانچه فردي كوشا و داراي قابليت و علاقه مندي لازم باشد، پس از مدتي خواهد توانست شامه ي خود را در كار خبري تقويت كند. اما بدون شك آناني كه قادرند تنها از خيابان مقابل روزنامه ي خود دهها سوژه شكار كنند، علاوه بر كارآموزي، مطالعه و تمرين، از موهبت الهي نيز در اين زمينه سود جسته اند. البته اشتباه نشود، شم خبري تنها به شكار سوژه محدود نمي شود. بلكه در تمام مراحل كار همراه ماست و از زمان حركت به سمت سوژه،چگونگي حركت، چگونگي تنظيم گزارش، چگونگي عنوان نويسي (تيتر)، چگونگي خلق طلايه(ليد)، چگونگي پايان بندي و چگونگي عرضه مطلب، با ما حضور دارد.

هنگامي كه در يك مصاحبه ي مطبوعاتي حضور داريم شم خبري به ما مي گويد چه زماني سؤالمان را مطرح كنيم، و اصولا جايگاه طرح يك سوال حساس و تحريك كننده چه زماني است. شم خبري، قالب نگاه ما را به سوژه شكل مي دهد، به وسيله آن ما قادريم بهتر اطرافمان را ببينيم و از ديده هاي خود بهترينها را گزينش و يادداشت كنيم؟و از يادداشتهايمان بهترين استفاده را برگزينيم و در مقابل مخاطب قرار دهيم.

نتيجه اينكه: شم خبري، يعني قوه تشخيص و تمييز در تمام مراحل كار روزنامه نگاري، كه با هوشمندي ذاتي، علاقه مندي، مطالعه، دقت نظر و تمرين مستمر به دست مي آيد.

تقويت حواس پنجگانه

در ميان حسهاي پنجگانه، شنيدن و ديدن بهترين كاربرد را براي تهيه ي گزارش دارد.اما يك گزارشگر بايد قادر باشد به نحو مطلوب از همه حواس پنجگانه خود بهره ببرد. برخي از گزارشگران قوه ي شنوايي خوبي دارند، همزمان با شنيدن سخنان ديگران قادرند، به درستي آن را تجزيه و تحليل كنند. بعضي از گزارشگران از ديد خوبي برخوردارند.مسائل را خوب مي بينند ولي قوه شنواييي خوبي ندارند(منظور ناشنوا بودن نيست) علاوه بر اينها سه قوه ي بويايي، چشايي، بساوايي(لامسه) در گزارشگر بايد قوي و در لحظات تهيه ي گزارش فعال باشد. يك گزارشگر بايد قادر به درك بوي «نا» در زير زمين نمناك يك محتكر باشد، بتواند هنگام دست دادن به يك كارگر كوزه پز خانه زمختي دست او را لمس كند. مزه ي چاي بي كيفيت و يا جوشيده پيرزن حلبي آبادنشين را زير زبانش حس كند و در گزارش خود به تناسب از آنها بهره گيرد. حواس سه گانه اخير بيشترين كاربرد را در گزارشهاي اجتماعي دارد و در بيان منظور نويسنده، جذاب ساختن گزارش و تصويري و توصيفي كردن آن موثر است.

پرورش سوژه

وقتي سوژه مشخص باشد، بايد به مشغوليت ذهني گزارشگر مبدل شود. در پله هاي روزنامه، داخل اتاقك آسانسور، روي صندلي اتوبوس، در منزل و حتي موقع صرف غذا، بايد به سوژه ي مورد نظر فكر كند و حتي خواب آن را نيز ببيند. چگونه مي توان از سوژه ي تعيين شده، يك گزارش درجه يك توليد كرد؟ به چه منابعي مراجعه شود؟ آيا لازم است با فلان همكار هم مشورت شود؟ يك ساعت فكر كردن، قبل از آنكه به جمع آوري اطلاعات بپردازيم، بهتر از يك هفته وقت گذراني بدون تفكر قبلي است. گزارشگري كه بدون تفكر قبلي به گزارش ورود مي كند، در حقيقت بخش اعظم وقت خود را تلف كرده است، يا به تهيه مطالبي پرداخته كه ممكن است هنگام تنظيم و نگارش گزارش، بي استفاده بماند. فكر كردن به سوژه باعث پخته شدن موضوع مي شود و علاوه بر آنكه در تهيه ي اطلاعات و مواد اوليه براي گزارشگر مفيد است، هنگام تهيه گزارش نيز به ساختار منظم تر گزارش كمك مي كند.

گرد آوري اطلاعات

گرد آوري اطلاعات و جمع آوري منابع، بستگي مستقيم به چگونگي و ابعاد سوژه دارد. آيا سوژه و موضوع مورد نظر ما يك موضوع روز است؟ آيا يك خبر است؟ يك رويداد و يا يك شخص است؟ به تناسب سوژه، نوع گردآوري اطلاعات متفاوت خواهد بود. در عين حال گردآوري اطلاعات متفاوت و تحقيق درباره ي سوژه از حالتهاي زير خارج نيست :

مشاهده ميداني

گاهي موضوع و سوژه مورد نظر مي طلبد كه گزارشگر شخصاً در صحنه حضور پيدا كند و مشاهدات خود را به رشته ي تحرير درآورد. گاهي نگارش مشاهدات ميداني، خود يك گزارش كامل است، مانند گزارشي كه يك خبرنگار از بازي نود دقيقه اي تهيه مي كند، از تظاهرات يا راهپيمايي يا حضور در يك صحنه ي قتل يا تصادف، كه ممكن است با مطالعات آرشيوي يا با مصاحبه با مردم و مسوولان تكميل شود.

مطالعات آرشيوي و تحقيقات كتابخانهاي :براي تهيه برخي از گزارشها مراجعه به آرشيو لازم است و مراجعه به سوابق و پرونده ي موضوعها مي تواند به تحققي شدن گزارش كمك كند. اگر بخواهيم گزارشي از مترو تهران تهيه كنيم پرونده ي آن در آرشيو مي تواند به ما بگويد كه كلنگ مترو چه زماني به زمين زده شده است، مسوولان در آن موقع چه تاريخي را براي راه افتادن مترو قول داده اند، چه مراحلي را طي كرده است.

گفت گو با مردم :گفت و گو با مردم از عمده ترين منابع كسب اطلاعات در گزارش است. در اغلب گزارشها، گفت و گو با مردم مي تواند نقش محوري داشته باشد. گزارش از آثار وقوع زلزله يا سيل در يك محل، گزارش از وجود تورم و گراني در كشور، گزارش از جشنواره ها، نمايشگاهها، و بسياري از سوژه هاي مشابه بدون گفتگو با مردم كامل نمي شود.

گفتگو با شاهدان عيني :شاهد عيني كسي است كه از نزديك، وقوع يك رويداد يا حادثه را شاهد بوده باشد. شاهدان تصادف دو اتوبوس، فرو ريختن يك ساختمان بلند، وقوع زلزله، وقوع يك قتل يا ترور، وقوع نزاع وزد و خورد خياباني ، سرقت از يك بانك، سقوط يك هواپيماو مي توانند براي گزارشگران مفيد باشند. شاهدان عيني علاوه بر اينكه به تحقيقي شدن يك گزارش كمك مي كنند بر جذابيت آن نيز مي افزايند.

گفتگو با كارشناسان : كارشناس نقطه ي پرگار گزارشهاي تحقيقي است. اين گزارشها بدون نظر كارشناس نمي تواند جامع و كامل باشند. نظر كارشناسي افراد متخصص علاوه بر آنكه سند علمي بودن گزارش است و به آن غنا مي بخشد، به جنبه هاي اثر بخشي آن نيز كمك مي كند. البته گفتگو با كارشناس در همه گزارشها كاربرد ندارد. به عبارتي هرچند گزارش به سمت سوژه هاي تخصصي حركت كند، حضور كارشناس در برنامه ملموستر خواهد بود، و هر چه به سمت گزارشهاي عام حركت كند حضور كارشناس كمرنگ تر مي شود.

گفتگو با مسئوولان

به تناسب سوژه اي كه انتخاب كرديم، گفتگو با مسئوولان مي تواند مفيد باشدو گاهي نيز گزارش ما، بدون اظهار نظر مسئوولان، گزارشي ناقص خواهد بود. گزارش((تورم)) علاوه بر نظرهاي كارشناسان و مردم، نظر مسوولان را نيز مي طلبد، رييس بانك مركزي، وزير اقتصادي و دارايي يا معاونان آنها مي توانند با اظهارات خود به گزارش غنا ببخشند و به تكميل آن كمك كنند. گزارش از سرقتهاي متعدد در شهر، با نظرهاي فرمانده نيروي انتظامي، مي تواند كامل شود. شرح اقدامهايي كه براي سيل زدگان جنوب كشور يا زلزله زدگان شمال از سوي مسئوولان  شده است، در گفت و گوي گزارشگر با استاندار محل آسيب ديده يا رئيس هلال احمر يا ديگر مسئوولان و دست اندركاران امور، مفيد خواهد بود.

تنظيم گزارش

در چرخه توليد گزارش، بدون اغراق چگونگي تنظيم آن از اهميت ويژه و تعيين كننده يي برخوردار است. زحمات حساب شده و دقيق يك گزارشگر كه بطور صحيح و اصولي پا در وادي تهيه يك گزارش گذاشته، مي تواند به راحتي قرباني يك تنظيم ناشيانه شود. تنظيم گزارش در اصل يعني ايجاد ساختار براي يافته هاي گزارشگر كه از نظر فرم و شكل تا اندازه يي از سبكهاي موجود در خبرنويسي تبعيت مي كند.

سبك هرم وارونه

در اين سبك،مهمترين بخشهاي مطلب در همان ابتدا در اختيار مخاطب قرار مي گيرد و سپس مخاطب به ترتيب درجه اهميت، به مطالب ديگر دست مي يابد به طوري كه كم اهميت ترين موضوع در پايان مطلب قرار مي گيرد.

سبك ترتيبي (تاريخي)

در اين سبك، موضوع به ترتيبي كه اتفاق افتاده است در اختيار مخاطب قرار مي گيرد.

سبك ترتيبي همراه با طلايه(ليد)  

اين سبك، تلفيقي از دو سبك ياد شده در بالا است. در ابتداي گزارش، به مهمترين نكته اشاره مي شود سپس موضوع به ترتيبي كه واقع شده در اختيار مخاطب قرار مي گيرد.

نتيجه اي كه از اين بحث عايد مي شود اينكه تنظيم گزارش نمي تواند حتما و الزاماً از سبكهاي تعريف شده تنظيم خبر پيروي كند. بلكه بسته به موضوع و تواناييهاي نويسنده گزارش مي تواند با اين سبكها همخواني داشته باشد، يا معجوني متفاوت باشد. اما بدون ترديد اين معجون بايد داراي ساختاري قابل قبول و جذاب باشد، علاوه بر آنكه به ترغيب مخاطب توجه دارد، قادر باشد به راحتي پيام خود را در اختيار او بگذارد. 

 





دسته بندی :

لینک مطلب