سلام. چند وقتیه که وبلاگم رو، به روز نکردم. شب عید بود و کار زیاد. این قدر زیاد که بعضی وقتها می خواستم فرار کنم، اما هی به خودم نهیب می زدم که " مرد آن باشد که در کشاکش دهر، سنگ زیرین آسیا باشد" و باز هم به کار کردن ادامه می دادم.
امروز، برای من روز خوبی بود. امروز را که می گویم، یعنی پنج شنبه، هجدهم اسفند ماه. همشهری محله، جشن دومین سالگردش را داشت و همچنین جشنواره بهترین هایش را. پارسال، بهترین های جشنواره، حرف و حدیث های زیادی داشت، چرا، نمی دانم. بالاخره داوری کردن، همیشه به سلیقه بعضی ها خوش نمی آید. اما امسال، آدمهای بزرگی آمده بودند، دکتر احمد توکلی، نمکدوست، شکرخواه و ...
امسال، دو تا جایزه گرفتم. خدا می داند چقدر خوشحال بودم، و دوستانم از من خوشحال تر. در رشته مصاحبه، با مصاحبه پرویز پرستویی، توانستم جایزه اول را بگیرم، در رشته گزارش هم، با گزارش من، اچ آی وی، ۲۷ سال دارم، توانستم جایزه دوم را بگیرم. البته از شما چه پنهان، منتظر جایزه یادداشت و بخش ایثارگران هم بودم. ( به بچه که رو می دهی، همین می شود دیگر!)
جایزه ها، اولی یک و نیم سکه، و دومی، یک سکه تمام بهار آژادی بود. خیلی به دردم خورد، در این روزهای پایانی سال. خدا را شکر. خدا را شکر که هر مشکلی که دارم، از ضعف خودم هست، و هر نعمتی که دارم، از فضل خدا. خدا را شکر. خیلی خوشحالم.

