تبليغاتX
جادوی نوشتن


جادوی نوشتن


نوشتن، عشق ما، کسب ما، زندگی ما است. در اینجا، به عشق خود -نوشتن- سرگرم خواهیم بود


نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 9:29 بعد از ظهر روز سه شنبه 20 تیر1385

امروز با جواد، داشتیم درباره گزارش نویسی حرف می زدیم. چند وقتی است که طرحی به سرم زده و به شدت می خواهم عملی اش کنم. فعلا ٌ چیزی از طرح نمی نویسم تا بعد. بحث مان درباره خبرنگارهایی بود که با آنها کار می کنیم. مجبورم ساعت های زیادی از وقت مفید روزانه ام را به سر و کله زدن با خبرنگاران نیمه حرفه ای و آماتور بگذرانم و این خیلی خسته ام





دسته بندی :




نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 8:57 بعد از ظهر روز چهارشنبه 7 تیر1385

رسانه های دولتی! البته این ترکیب، ترکیب عجیب و غریبی نیست و همه ما با آن آشنا هستیم: کیهان، اطلاعات، جام جم، همشهری روزنامه هایی هستند که هر روز، روی پیشخوان روزنامه فروشی ها، ما را قلقلک می دهند تا دست کم، نگاهی به تیترهای شان بیندازیم. صدا و سیمای دولتی ما هم نمونه بارز این قضیه است.

معمولا ً می گویند که رسانه های آزاد، از مشخصات جوامع پیشرفته هستند. رسانه های آزاد، با زبان بی زبانی به ما می گویند که یک جامعه، آن قدر پیشرفت کرده است و آن قدر آقامنش و قانونمند شده است که تحمل رسانه آزاد و منتقد را دارد. خب، از یک جامعه بسته و دیکتاتور منش که نمی توان انتظار چنین چیزهایی را داشت. در جامعه بسته و دیکتاتور منش، این آدمها هستند که محوریت پیدا می کنند، این آدمها هستند که باید برای گرفتن حق مان، به دامن شان بیفتیم و حق مان را، از آنها گدایی کنیم. در جامعه باز و به بلوغ رسیده، اما این قانون است که حرف می زند. آدمها، به قانونمندی شان ارزش پیدا می کنند. در جامعه به بلوغ رسیده، نخست وزیر کشوری مثل سوئد، در فروشگاه، در حین خرید روزانه، توسط فردی مهاجم کشته می شود اما آب از آب تکان نمی خورد. قانون مشخص است. مهاجم، محکوم می شود و اصلا ً هیچ اتفاقی هم نمی افتد. اما کافی است در جامعه ای دیگر، همین اتفاق بیفتد. همه مسئولان تدابیر امنیتی شان را چند برابر می کنند. مهاجم یا مهاجمان را به نیروهای اهریمنی و ضد ملت و ... نسبت می دهند. شعار می دهند. ...

از یک رسانه دولتی چه توقعی می توان داشت؟ آیا از روزنامه جام جم می توان توقع داشت که صدا و سیما را نقد کند؟ حتما ً نمی توان چنین انتظاری داشت. آنها جیره خور صدا و سیما هستند، پس چطور می توانند علیه کسانی که معیشت شان را تأمین می کنند، مطلب بنویسند؟ آیا از صدا و سیما می توان انتظار داشت برنامه های کلان نظام را نقد کند؟ ممکن است حتی تا جاهایی نقد هم کند، اما همه این بازی ها در مستطیلی شکل می گیرد که سانسور، امنیت ملی، تهدید و قدرت، اضلاع آن هستند.  آیا از همشهری می توان انتظار نقد برنامه های شهرداری را داشت؟ آنها رسانه های دولتی هستند. رسانه هایی که صورت بزرگ شده بولتن های دولتی و سازمانی و نهادی هستند، هر چقدر هم که حرفه ای و شبیه روزنامه تولید و چاپ شوند.  

تلخ است اما واقعی. هر چقدر هم که بخواهیم خوشبین و مثبت نگر باشیم، باز هم سایه سنگین واقعیت، روی ما سنگینی خواهد کرد. واقعیت این است: رسانه های دولتی، در حالی که طبق یک غلط به شدت مصطلح رسانه خطاب می شوند، ابزارهایی تبلیغاتی بیش نیستند. آنها حقیقت، و عینیت و واقعیت - بالاترین و اصلی ترین هستی یک رسانه - را زیر سئوال می برند و این چنین می شود که دیگر، نه به عنوان ابزاری برای خدمت به آنها، که به عنوان شمشیر دولبه ای علیه آنها، عمل می کنند.

به امید رویایی خوش: رسانه ای مستقل و آزاد در این سرزمین بی رسانه آزاد.





دسته بندی :

لینک مطلب