البته قرار بود که چندده تایی پست جدید برای مباحث کلاسی بفرستم اما قسمت نشد. دیر وقت است باید جایی بروم. فعلا ْ که وقت دارم چند تا جمله قصار درباره محبت می نویسم چون به مطالب قبلی که نگاه می کنم می بینم بیشتر بازدیدها برای جمله قصارها بوده است. پس فعلا ْ این چند تا را داشته باشید تا بعد:
- وقتی دریچه قلب را باز می کنید، روح روشن و تابناک می گردد. ویکتور هوگو
- یک قلب پاک، از تمام معابد و مساجد زیبای جهان، زیباتر است. ولتر...
تعدادی از دوستان که جزوه ی "نوشتن برای وب" را نداشتند يا گم کرده بودند، آن را از من می خواستند. بخشی از اين جزوه را که امروز لابه لای فايلهايم پيدا کردم، برای استفاده ی نويسندگان - بخصوص نويسندگان مقيم آمريکا و کانادا - در اينجا می گذارم. قارئين محترم و محترمه ما را از دعای خير بی نصيب نگذارند.
در ضمن، اين مطالب و بيشتر از آن را همه می دانند. اما گاهی فراموش می کنند. خود ما تقريبا هميشه فراموش می کنيم و آسمان هم به زمين نمی آيد...
وقتی جستجویی در یک موتور جستجوگر انجام و نتایج جستجو ارایه میشود، كاربران در واقع نتیجه كار بخش های متفاوت موتور جستجوگر را میبینند. موتور جستجوگر قبلا" پایگاه داده اش را آماده كرده است و این گونه نیست كه درست در همان لحظه جستجو، تمام وب را بگردد. بسیاری از خود می پرسند كه چگونه ممکن است گوگل در كمتر از یك ثانیه تمام سایت های وب را بگردد و میلیون ها صفحه را در نتایج جستجوی خود ارایه كند؟
درباره فشرده سازی تصویر:
براي كلاس مديريت سايتهاي خبري - كارشناسي ارشد ژورناليسم
این بار هم علی رمضاني از تیم مفاهیم زحمت تهيه اين متن را براي كلاس كشيده است درباره اش در كلاس صحبت مي كنيم:
" برای ذخیره سازی باید حجم اطلاعات را تا جایی که ممکن است کاهش دهیم . اساس تمام روشهای فشرده سازی کنار گذاردن برخی از اطلاعات و داده ها است . ضریب یا نسبت فشرده سازی , میزان و در صد کنار گذاشتن اطلاعات را مشخص می کند در ذخیره سازی انتقال اطلاعات آسان تر میشود و پهنای باند و فرکانسی مورد نیاز کاهش میابد...
آقای ستاره! سلام. وقت تان به خیر. در اختتامیه دومین جشنواره سراسری طنز طهران دیدمتان. البته می تواند افتخاری باشد برای من ِ آدم ندیده، و می تواند هم نباشد. دیدم که مردم، بیشتر از قالیباف و دیگران، برای شما سوت و کف زدند. دیدم که چقدر تحویل تان گرفتند. مبارکتان باشد. حلالتان باشد. مزد سال ها جان کندن است، نوش جانتان...
این مصاحبه هم همین هفته همشهری جوان کار شد. البته یک مقدار لیدش را عوض کرده بودند. عیبی ندارد. خدا بزرگ است.
اشاره: احمد حلت، برای علاقه مندان دنیای موفقیت، نامی آشناست. مدیرمسئول دوهفته نامه موفقیت را در لابی هتل استقلال ملاقات کردیم. با صدایی گرفته، به جا مانده از سمینارهای پشت سر هم در سال های گذشته. می بوسدمان، یعنی که با یک آدم خونگرم روبه رو هستیم. حلت، روزگاری به ذهنش رسید که باید برای موفقیت، نشریه بزند. معطل هم نماند، خودش را مجهز کرد. به تحصیلات روزنامه نگاری و روانشناسی. حتی کار عملی روزنامه نگاری اش در دانشگاه علامه هم، نشریه با موضوع و به نام موفقیت بود ( با نمره 12 یا 14).
با حلت، از دنیا موفقیت سخن راندیم و از باید و نباید های این دنیای دوست داشتنی. به همه سئوالاتمان جواب هم داد. حتی مبلغ مشاوره و محل سکونتش را هم گفت. این صراحت، قابل تقدیر است، در جامعه مه آلوده ما. آخرش هم نصیحت مان کرد که "با عشق بنویس، با مهر بنویس." ...
اصل این گزارش این هفته در همشهری جوان کار شد. البته با ویرایشات مختصری.
وقتی طنازان، طهران را طنزمالی می کنند، می شود دومین جشنواره سراسری طنز طهران
اصل گزارش
عده ای فکر کردند و به یک نتیجه ای رسیدند و خواستند جشنواره ای برگزار کنند و خواسته شان عملی شد و جشنواره ای برگزار کردند و اسمش را گذاشتند " دومین جشنواره سراسری طنز طهران" و تهرانش را با "ط " نوشتند و دلیل آوردند که حالا تهران، برج میلاد دارد و باید که با حرف دسته دارش بنویسیم و مطلب جمع کردند و هیأت داوران تشکیل دادند و نفرات برگزیده انتخاب کردند و مراسم اختتامیه دست و پا کردند و سالن بزرگ وزارت کشور را گرفتند و کلی تبلیغات کردند و کلی برنامه چیندند و مراسم اختتامیه برگزار شد و تمام شد و ... همین دیگر، مگر چیز دیگری هم باید اتفاق می افتاد؟ ( نفس تان بند آمد، نه؟ ای بابا! تازه باید گزارش یک برنامه چهار، پنج ساعته را بخوانید، کجای کارید؟!)

