تبليغاتX
جادوی نوشتن


جادوی نوشتن


نوشتن، عشق ما، کسب ما، زندگی ما است. در اینجا، به عشق خود -نوشتن- سرگرم خواهیم بود


نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 6:56 بعد از ظهر روز جمعه 7 تیر1387

يكي از آخرین بارهایي که برای گزارش رفته بودیم، گزارش قليان‌ها و ابتكاراتي بود كه در آن‌ها به كار برده بودند؛ مثل شير ريختن توي تنگ آن‌جا به جاي آب و مثل پيك كردن قليان به دم در خانه‌ها و ديگر چيزها.

مدام بين راه با خودم فكر مي‌كردم كه من اصلاً چرا اين گزارش را قبول كرده‌ام و براي گرفتنش آمده‌ام. مثلاً رفتم و گزارش را هم گرفتم و يك گزارش خدايي هم در آمد، كه آخرش چه؟ دردي را از كسي دوا خواهد كرد؟ مسأله‌اي را باز خواهد كرد؟ ديگران را متوجه مسأله‌اي خواهد كرد آيا؟ يا ... نمي‌دانم، هر چقدر كه فكر كردم خودم به نتيجه‌اي نرسيدم. آن‌جا خيلي از خودم بدم آمد؛ خيلي بدم آمد. ياد گزارش‌هاي اين‌جوري مطبوعات افتادم كه اين اواخر خوانده بودم؛ مثل ستاره‌هايي كه طلاق گرفته‌اند، ستاره‌هايي كه دماغ‌شان را عمل كرده‌اند، فوتباليست‌هايي كه چه كرده‌اند و چه نكرده‌اند و چه و چه و چه. لابد بعد از چاپ شدنش هم، پديدآورندگانش مي‌توانند سرشان را بالا بگيرند و  خوشحال باشند كه سوژه بكري را شكار كرده‌اند...

بارها به اين سئوال فكر كرده‌ام كه اگر مرا از حرفه‌ام، از روزنامه‌گاري، بگيرند، براي حرفه‌ام چه اتفاقي خواهد افتاد؟ و بارها به اين نتيجه رسيده‌ام كه هيچ! بله، هيچ! مطبوعات و روزنامه‌نگاري، يكي از هزاران گزارش‌نويسش را از دست خواهد داد كه شبيه هم‌اند و چيزي به آن اضافه نكرده‌اند. بله، بايد اعتراف كنيمك كه ما خيلي سطحي شده‌ايم و در حال انجام وظيفه براي چيزي اضافه نكردن به مطبوعات هستيم.

 بعضي‌وقت‌ها فكر مي‌كنم كه ما نيز هم، عروسكاني شده‌ايم كه قرار است كه جوانان را سرگرم نگه داريم فقط و فقط به اتكاي مهارتي كه كسب كرده‌ايم. حالا اين وسط، نبايد حرف‌هاي زيادي گنده بزنيم، نبايد وارد حوزه‌هاي ممنوعه شويم، نبايد آن‌ها را زيادي بيدار نگه داريم، نبايد از سياست كه خيلي بد مي‌باشد، حرفي بزنيم و هزار نبايد ديگر. ظاهراً كه اين جور مباحث، براي آدم‌هاي از ما بهتروني باشد كه اين چيزها را فقط و فقط آن‌جا درك كرده‌ باشند. راستي كه عروسكي بودن چقدر سخت است، عروسكي كه نخ‌هايش را ديگران مي‌توانند بازي بدهند...





دسته بندی :

لینک مطلب