تبليغاتX
جادوی نوشتن


جادوی نوشتن


نوشتن، عشق ما، کسب ما، زندگی ما است. در اینجا، به عشق خود -نوشتن- سرگرم خواهیم بود


نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 10:14 بعد از ظهر روز یکشنبه 30 فروردین1388

يك رباعي ديگر از ديگ طبع ما، كه هر از چندي مي‌جوشد و مي‌جوشاند:

  • در هُرم نفس‌هاي تو جان خواهم داد
  • خود را به جهان، باز نشان خواهم داد
  • اي خاطره انگيزترين نام جهان!
  • با نام تو، ايمان به جهان خواهم داد




دسته بندی :

لینک مطلب



نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 11:11 قبل از ظهر روز سه شنبه 25 فروردین1388

عصر روز بیستم، ازدواج کردم؛ یعنی یک هفته پیش. تا پیش از عصر روز بیستم، که دست دختری از شهر قم را در دستان بزرگ و استخوانی ام گذاشتند، برایم دانستن درباره ارتباط زوج ها لطفی نداشت؛ اما حالا برایم مهم است که بدانم شیفتگی های روزهای اول، چطور تبدیل به روزمرگی های روزهای بعدی می شود؛ چیزی که در بسیاری از زوج ها می بینیم.

از کلیه دوستانی که دعوت شان نکردم، عذرخواهی می کنم؛ مراسم عقد مختصری بود و هنوز مراسم عروسی مانده است. خدا را شکر که یک جوان آس و پاس و آسمان جل دیگر هم به سر و سامان رسید. و امیدوارم که این شیفتگی های روزهای اول، باز هم ادامه داشته باشد. برای کلیه جوان های آس و پاس خواننده این وبلاگ هم، چنین می خواهم از خدا که: به سر و سامانی برسند.

 





دسته بندی :

لینک مطلب



نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 12:16 بعد از ظهر روز یکشنبه 2 فروردین1388

سلام. عيد همه‌تان مبارك. سال خوبي داشته باشيد. از همه دوستاني كه لطف كرده و عيد را تبريك گفته بودند، ممنونم. همين اول سالي، با يك سئوال تازه كه توي ِ مغز كوچكم شكل گرفته،‌ آمده‌ام. قبل از اين كه سئوال را طرح كنم، چند تا پيش‌فرض مي‌گويم تا بعد، سراغ سئوال برويم. و اما پيش‌فرض‌ها:

  1. هميشه، عليه وضعي و وضعيتي و آدم‌هايي و سيستم‌هايي و مفهوم‌هايي و قانون‌هايي كه احساس مي‌كنيم درست نيستند، بايد مبارزه كنيم؛ چيزهايي كه ما را محدود مي‌كنند و زمان و انرژي و فكر و همه چيز ما را به هدر مي‌دهند.
  2. وقتي كه لب به اعتراض مي‌گشاييد، با شما مخالفت مي‌شود.
  3. وقتي كه به عنوان مخالف و معترض شناخته مي‌شويد، ديگر به شما امكانات و بقيه چيزهايي كه در يك جامعه متعادل، به همه شهروندان داده مي‌شود، بخشيده نمي‌شود. به شما سخت امتياز نشريه داده مي‌شود، كتاب‌تان سخت چاپ مي‌شود، سخت به شما مجوز سخنراني داده مي‌شود و ...
  4. لاجرم، اين‌چنين است كه به ناچار، از صحنه پاك مي‌شود.
  5. ضمن اين‌كه اين اعتراض شما، فقط از نظر رواني شما را ارضاء كرده است؛ اما هيچ تأثير مثبت اجتماعي نداشته است.

حالا اين سئوال به ذهنم رسيده است كه: چطور مي‌توان هم معترض به همه چيزها و مفهوم‌ها و سيستم‌ها و قانون‌هاي مزخرف بود؛ هم تأثير اجتماعي خوبي هم گذاشت؟ آيا ما محكوم به يكي از دو تا هستيم؟ آيا چون سيستم، همه امكانات اجتماعي را از مايي كه معترض‌ايم، سلب مي‌كند، تأثير اجتماعي هم خودبه‌خود از بين خواهد رفت؟

چطور مي‌شود اعتراض و شورشي بودن عليه همه مزخرف‌ها را، با تأثير اجتماعي خوب داشتن، يك جا جمع كرد؟ ... و اين بود سئوال من.

 





دسته بندی :

لینک مطلب