تبليغاتX
جادوی نوشتن


جادوی نوشتن


نوشتن، عشق ما، کسب ما، زندگی ما است. در اینجا، به عشق خود -نوشتن- سرگرم خواهیم بود


نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 7:23 بعد از ظهر روز یکشنبه 31 خرداد1388

به نام خودت انا لله و انا اليه راجعون به راستي كه ما از خود تو هستيم و به خود تو بر مي‌گرديم. سرت را نمي‌خواهم درد بياورم؛ خودت كه آن بالايي و بالاتر از همه هلي‌كوپترهايي كه بالاي سر مردم مي‌چرخند، داري مي‌بيني كه چه اتفاق‌هايي مي‌افتد. مي‌خواستم بدانم كه ما خس و خاشاك‌ها، ما اراذل و اوباش كه تا ديروز آبروي نظام بوديم و هميشه در صحنه، آيا در درگاه تو هم خس و خاشاك و اراذل حساب مي‌شويم؟ جان ِ من راستش را بگو و در رودربايستي گير نكن. خس و خاشاك هستيم يا نه؟! به راستي كه ما از خود تو هستيم و به خود تو بر مي‌گرديم.



دسته بندی :




نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 10:42 بعد از ظهر روز شنبه 30 خرداد1388

۱۰ روايت از تجمع امروز، سي‌ام خرداد، طرفداران موسوي و معترضان به نتيجه انتخابات دهم رياست جمهوري.

  1. "مي‌گن مردم جمع شدن. نيروهاي امنيتي هم زيادن." اين حرف را، از زبان يكي از همكاران شنيديم؛ كه ظاهرا ً سر و سري با بعضي‌ها داشت. حس خبرنگاري‌مان گُل كرد و راهي شديم تا خودمان واقعيت را ببينيم. از مفتح سمت مترو دروازه دولت راهي شديم. بعد پيچيدم سمت فردوسي. از همين‌جا نيروهاي امنيتي مستقر شده‌ بودند. بسيجي‌ها با جليقه ارتشي و باطوم و كلاه‌هاي مخصوص ضد شورش هم بودند. مردم توي پياده‌رو مي‌رفتند. كمي شلوغ‌تر از هميشه بود؛ اما نه اين‌قدري كه بشود گفت دارند براي تجمع مي‌روند...




دسته بندی :




نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 1:17 بعد از ظهر روز چهارشنبه 27 خرداد1388

توجه توجه! با عطف به هشدار عمومی سپاه پاسداران به وبلاگ‌ها و سایت‌هایی که به فضای اغتشاش دامن می‌زنند (متن کامل هشدار را این‌جا بخوانید) پست‌های قبلی را پاک می‌کنم. تنها چند کلمه‌ای می‌نویسم تا کمی آرام بگیرم.

آقای محترم سپاه پاسداران:

  • چرا زورتان به ما می‌رسد؟ مگر ما چه کار داریم می‌کنیم؟ ما که دشمن شما نیستیم؛ هم‌وطنان شما هستیم. ما که اراذل نیستیم؛ مردان و زنانی محترم از قشر متوسط این جامعه. دشمنان مسلح شما، جایی دیگر هستند؛ مثل گروه ریگی در سیستان. سلاح‌های شما، باید آن‌ها را نشانه برود؛ نه ما را که جز خدا پناهی نداریم.
  • ما به فضای اعتشاش دامن می‌زنیم؟ پس تکلیف فارس و ایرنا و رجانیوز و ... چه می‌شود؟ آن‌ها که بیشتر از ما دارند تهمت می‌زنند و دامن می‌زنند. انصاف نیست که با گروهی برخورد شود و با گروهی دیگر نشود. قبول؟
  • تکلیف لباس شخصی‌هایی که به این فضا بیشتر دامن می‌زنند، چیست؟ به خدا مردم نجیبی داریم؛ دوشنبه و سه‌شنبه که دیدید، ندیدید؟ بچه‌های اطلاعاتی‌‌تان که باید خبرش را داده باشند، نه؟ این بعضی از طرفداران یک کاندیدا هستند که دوست دارند فضا را به هم بریزند تا مثلا ً در فضای جنگی، جهادی کرده باشند. در بسیاری از صحنه‌های زد و خوردها، اگر یک فرمانده بادرایت مسئولیت نیروهای امنیتی را برعهده داشت، اصلا ً این اتفاق‌ها نمی‌افتاد که. تکلیف این فرماندهان امنیتی بی‌کفایت که به این فضا بیشتر دامن می‌زنند، چه می‌شود؟ 
  • ما از شما انتظار همراهی و همدلی نداریم؛ فقط انتظار اندکی انصاف داریم، همین.
  • شما از بیت‌المال ارتزاق می‌کنید. خدا را خوش نمی‌آید که با صاحبان اصلی این بیت‌المال، چنین کنید.
  • این مردم، برادران و خواهران و فرزندان شما هستند. یادتان نرود!
  • ما از شما می‌ترسیم، خیلی می‌ترسیم. قرار بود که مومنان، با خودشان رحیم و با کفار شدید باشند. چرا حالا ما مردم هم باید از شما بترسیم؟
  • اندکی انصاف، همین.

 





دسته بندی :

لینک مطلب



نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 8:32 قبل از ظهر روز پنجشنبه 21 خرداد1388

سلام ميرحسين جان، خوبي بابا! خسته نباشي. ديروز را ديدي؟ دوشنبه، راه‌آهن تا تجريش را ديدي؟ مردم را ديدي؟ تقريبا ً تكليف رياست‌جمهوري مشخص شده است. هر وقت كه موج مردمي و خودجوش، براي حمايت از كانديدايي راه بيفتد، همان كانديدا پيروز است. ۱۲ سال پيش، اين موج به نفع خاتمي راه افتاد. ۴ سال پيش به نفع احمدي‌نژاد (روشنفكر جماعت را نمي‌گويم ها! مردم را مي‌گويم) و حالا به نفع تو. برو حاليش رو ببر؛ به قول بچه‌ها گفتني. برو و فكر چيدن كابينه‌ات باش. فقط جناب ميرحسين موسوي، الان و اين‌جا مي‌نويسم؛ در تاريخ ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ كه چهار سال بعد، خوب يادت باشد:

  • يادت نرود كه اين ما مردم بوديم كه از موسوي بي‌رأي دو، سه ماه پيش، پيشتاز انتخابات را ساختيم.
  • يادت نرود كه آمده‌اي بسازي و بهانه‌ نياوري؛ نه اين‌كه نسازي و كلي هم توجيه داشته باشي.
  • يادت باشد كه با افرادي و ارگان‌هايي كه قدرت دارند اما مسئوليت ندارند، به شدت برخورد كني. چرا وقتي مراجع قانوني، چيزي را تأييد مي‌كنند، ما بايد باز هم خائف باشيم از وزارت اطلاعات و آدم‌هاي ديگر؟
  • گوشت و مرغ و تخم مرغ و توليد و انگيزه پيشرفت و اين‌ها هم كه حتما ً يادت نرود.
  • فضاي فرهنگي و مطبوعاتي كشور را آزادتر كن و حرفه‌اي‌تر.
  • بر تو است كه منابع انساني؛ مانند نخبگان را ارج بنهي.
  • و ... اين‌كه يادت نرود اين ما بوديم كه تو را پيشتاز كرديم؛ بدون هيچ صدا و سيمايي و بدون هيچ رسانه تأثيرگذاري و تنها با همين سينه به سينه منتقل كردن‌هايمان و با همين پيامك‌هايمان. يادت نرود!

چهار سال بعد، هيچ بهانه‌اي قابل قبول نيست. مردان بزرگ، راهي براي انجام كارها پيدا مي‌كنند؛ نه بهانه‌اي براي توجيه انجام ندادن‌هايشان. منتظريم ببينيم چه كار مي‌كني ها!





دسته بندی :

لینک مطلب



نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 10:12 بعد از ظهر روز یکشنبه 17 خرداد1388

  • ما منتظريم تا جهان، سبز شود
  • اين فصل سياه، ناگهان سبز شود
  • اين سينه كه از هواي بد، سنگين است
  • با نغمه سبز عاشقان، سبز شود

اين رباعي را براي سبزها گفته‌ام. خدا كند كه روزي ۲۲ خرداد، از سبزترين روزهاي اين مملكت باشد.





دسته بندی :

لینک مطلب



نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 11:23 قبل از ظهر روز سه شنبه 5 خرداد1388

برای این شماره موفقیت که الان روی کیوسک ها است، مصاحبه ای با رضا صادقی، خواننده، انجام دادم. خودم از این مصاحبه، خیلی لذت بردم. رضا صادقی، یک معلول است و خیلی خوب، درباره کنار آمدنش با این مسأله حرف زد. خواندنش را به همه کسانی که در خانواده شان معلولی دارند و نگران آینده اش هستند، سفارش می کنم. هم چنین به کسانی که مثل دیوار، صاف و دست نخورده اند، اما هزار تا بهانه برای کار نکردن و جلونرفتن شان همیشه در آستین دارند. مصاحبه کامل را در ادامه بخوانید...





دسته بندی :