تبليغاتX
جادوی نوشتن


جادوی نوشتن


نوشتن، عشق ما، کسب ما، زندگی ما است. در اینجا، به عشق خود -نوشتن- سرگرم خواهیم بود


نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 4:59 بعد از ظهر روز چهارشنبه 29 مهر1388

باشد، بزنید و بکشید و ببرید و تحقیر کنید. ایرادی ندارد. به قول آن برادر نیروی انتظامی در اگاهی وحدت اسلامی که خطاب به یکی از دستگیر شدگانی که با وضعیت بدی روی آسفالت خوابانده بودند، می گفت "ما را سه هفته است شب و روز خسته کرده اید، چون همه اش آماده باش هستیم. این، تلافی این سه هفته است..." اما جان برادر، آبروی نظام و حکومت که مال خود شما است؛ حیثیت این حکومت که دیگر مال خود شما است. به قول قدیمی ها، "کاه از خودت نیست، کاهدان که از خودته." عزیزان دلبند! جان مردم از خودتان نیست؛ آبروی این دولت و نظام که دیگر از خودتان است. دست کم ملاحظه این آبرو را بکنید...



دسته بندی :

لینک مطلب



نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 11:51 قبل از ظهر روز سه شنبه 28 مهر1388

دوستانی که هنوز در حلقه ارادت بسیار به کودتاچیان به سر می برند، برای بحث کردن از واژه ها و مفهوم های خاصی استفاده می کنند تا بتوانند توضیح بدهند. بالاخره عقیده داشتن به چیزی، بدون توضیح که نمی شود، می شود؟ هم باید به دیگران توضیح بدهی، هم به خودت. در سایه همین توضیح هاست که عقیده ات رنگ یقین می گیرد یا به خاکستری می گراید. دوستان ارزشی نما، معمولا از کلمات زیر استفاده می کنند تا ...

  • کلمه: فتنه.
  • پیش فرض: ما بر حق هستیم و کسانی که به مخالفت با ما برخاسته اند، علیه حق قیام کرده اند و قیام علیه حق، یعنی فتنه.
  • رد پیش فرض: بر حق بودن کسانی که ادعای فتنه می کنند، زیر سئوال است. برحق بودن، آداب و اصولی دارد که این آداب و اصول، زیرپا گذاشته شده است. صرفا ادعای کلامی کردن که "ما بر حقیم" باعث برحق شدن نمی شود...




دسته بندی :




نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 5:26 بعد از ظهر روز یکشنبه 26 مهر1388

علیرضا محجوب، از مسئولان خانه کارگر ایران، می گوید که: "قرار بود آب و برق رایگان باشد."

  • قرار بود میزان رای مردم باشد.
  • قرار بود آزادی بیان داشته باشیم.
  • قرار بود مخالفان محترم باشند.
  • قرار بود نظامی ها وارد سیاست نشوند.
  • قرار بود که حکومت، نوکر مردم باشد.
  • قرار بود اسلام، تمام و کمال ملاک باشد؛ نه این که بعضی ها، ملاک اسلام باشند.
  • قرار بود حق، ملاک باشد، نه آدم ها.
  • قرار و مدارهایی هم با عدالت و انسانیت داشتیم.
  • ...

آقای محجوب! همه قرارهایمان را کنار عکسی یادگاری روی تاقچه بگذار و بعضی وقت ها که چشمت به آن ها افتاد، بگو "یادش به خیر که قرار بود یک سری قرارها را برقرار کنیم..."





دسته بندی :

لینک مطلب



نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 11:4 قبل از ظهر روز پنجشنبه 23 مهر1388

می‌ایستند، صاف توی چشمانت نگاه می‌کنند و می‌گویند که "تو فلانی، تو بهمانی، تو ..." و تو تا بناگوش سرخ می‌شوی و می‌خواهی که به آن‌ها ثابت کنی چنین نیست و چنین نبوده‌ای و نخواهی بود. ثابت کردن؟ چه چیزی را قرار است به چه کسی ثابت کنی؟ دیگران، دیگران‌اند و تو، تو هستی. دیگران اگر دشنامی به تو می‌دهند، نه از آن بابت است که شایستگی‌اش را داری؛ که از آن بابت است که شایستگی‌اش را دارند.
دشنام و تهمت و پرونده‌های ریز و درشت ساختن و ...، زهری است که دیگران را حسابی آزار می‌رساند. باید چه بکنند؟ باید از شر این زهر خلاص شوند. لاجرم دُور بر می‌دارند و شروع می‌کنند به گرفتن پاچه‌های دیگران. این کار، نه به خاطر شرافت، نه به خاطر عدالت، و نه به خاطر انسانیت اتفاق نمی‌افتد؛ که به خاطر کم کردن رذالت موجود در این افراد اتفاق می‌افتد. سرخپوست‌ها به آن می‌گویند جادوی سیاه! یا زهر...
جادوی سیاه مانده در این آدم‌ها، حسابی اذیت‌شان می‌کند. باید این جادوی سیاه را به دیگری رد کنند تا راحت شوند. و بدا به حال دیگری اگر این هدیه نامیون را قبول کند! این قاعده را هیچ وقت فراموش نکن که جادوی سیاه دیگران را، به خودشان واگذار کنی و با عکس‌العمل‌هایت، به طرف خودت نکشانی‌اش. جادوی سیاه، تو را زمین خواهد زد. این قاعده، هم در دنیای فردی ما آدم‌ها درست کار می‌کند و هم در دنیای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ... ما آدم‌ها. عاقلان خود دانند.





دسته بندی :

لینک مطلب



نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 1:56 بعد از ظهر روز سه شنبه 21 مهر1388

طرح مساله: چرا جمهوری اسلامی ایران، باید اصلاح بشود؟
طرح بحث: یک ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید که درخت را، از میوه‌اش باید شناخت. گفته بیهوده‌ای هم نیست. میوه‌ سیب، تنها از درخت سیب بیرون می‌آید، نه از درخت گردو. درخت پسته را هم اگر نشناسیم، از روی محصول پسته‌ای که روی آن نشسته، می‌توانیم تشخیص بدهیم. جمهوری اسلامی ایران با قرائت هشتاد و هشتی آن، میوه‌های مطلوبی به بار نیاورده است؛ میوه‌هایی که شیرینی‌ و رسیدگی‌شان، همه آدم‌ها را به تحسین وادار کند. البته خود این میوه‌ها، برای این‌که خودشان را از چنین مخمصه‌ای خلاص کنند، می‌گویند که برای آن‌ها تنها داوری باغبانی به نام خداوند ملاک است و لاغیر. اما حتی خداوند هم میوه‌های شیرین را دوست می‌دارد و انسان‌های شیرین و پرثمره را. کدام باغبان است که میوه‌های ترش و نرسیده را دوست داشته باشد؟





دسته بندی :




نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 0:28 قبل از ظهر روز دوشنبه 13 مهر1388

آن دو چشمان گستاخ ریز، پنهان شده در دروغی آشکار، زل می‌زنند به دریچه دوربین‌ها و می‌گویند که "بیشتر کشته شدگان، طرفدار دولت بودند!" آن‌ها که اگر ندانند، ما که دیگر خودمان می‌دانیم چنین نیست؛ حتی به روایت سردار جعفری، فرمانده سپاه! چگونه می‌توان چنین دروغ گفت و چنین شرم نداشت!؟

می‌سوزد این دل هنوز امیدوار، وقتی که جایگاه غصب شده خدمت به مظلومان را می‌بیند. غاصبان، حالا صاحب واقعی این صندلی را متهم به کودتا می‌کنند. بوالعجب روزگاری است برادر: صندلی‌ات را غصب می‌کنند، تو را به زیر می‌اندازند، و حالا، انگشت‌های اشاره‌شان را به سویت نشانه می‌روند که بگیریدش.

حالا به جای آن مرد کوچک جثه کوچک رفتار، باید میرحسین ما می‌آمد و می‌رفت و دستور می‌داد و جلسه می‌گذاشت و استوارنامه سفرا را تحویل می‌گرفت و چه و چه و چه. اما پوستین چنان وارونه شده که ... چه باید بگوید این دل هنوز امیدوار، میرحسین جان؟!





دسته بندی :

لینک مطلب



نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 2:9 قبل از ظهر روز چهارشنبه 8 مهر1388

این روزها اتفاقات عجیبی می‌افتد؛ یک نمونه‌اش هم سخنرانی سردار قاسمی. از نزدیک‌ او را دیده‌ام، یک بار برای سخنرانی به هیاتی در خزانه بخارایی آمده بود و چه با شور و غضب و نفرت هم صحبت می‌کرد. در جایی از حرف‌هایش چنین گفته است این مرد:

  • می‌گویند دو میلیون نفر در این تظاهرات (روز قدس) شرکت کردند؛ بالاخره ساواکی‌ها،‌اعضای سازمان مجاهدین خلق و... به همراه خانواده‌هایشان هم در این کشور زندگی می‌کنند و بخشی از جامعه را شامل می‌شوند!
  • اعتراضات كساني كه در مناطق بالاي پارك‌وي مي‌نشينند، چندان مهم نيست، ولي اگر روزی دیدیم که اهالی شوش و... هم پشت سر ما نبودند باید فرار کنیم!
  • و ...

سردار عزیز! عرض می‌شود که:

  1. پس چرا متعلقات شما و تفکر شما این‌قدر نمی‌شوند؟ ‌آن‌هم با اتوبوس و مینی‌بوس و تبلیغات و ...
  2. من بچه خزانه‌ بخارایی، پایین‌تر از میدان شوش هستم؛ البته اگر بشناسید. دوستانی هم دارم که سبز هستند، از مهاجران جنگی، از بچه‌های زیر خیابان انقلاب و آزادی و ... کارگرانی را هم می‌شناسم که در جایی کار می‌کنند که شما، نیم‌روز هم در‌ آن‌جا دوام نمی‌آورید. لطفا فرار کنید!  
  3. لطفا از این بعد که می‌خواهید از مردم حرف بزنید، دهان‌تان را آب بکشید. مردم، خانواده خداوند هستند، البته اگر سوادتان برسد.
  4. شما اگر زور فکری‌تان به سبزها می‌رسید یا به هر کس دیگر، زور فیزیکی‌تان را راه نمی‌انداختید. خیلی خوب است هر کسی اندازه طول و عرض خودش سخنرانی کند!
  5. دیگر عرضی نیست؛ مردم با ایمان‌شان جواب‌تان را خواهند داد، آقای سردار!




دسته بندی :

لینک مطلب



نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 11:49 قبل از ظهر روز جمعه 3 مهر1388

پاييز آمده است. نگاهت را بردار و به ميان باغ‌ها و كوچه باغ‌ها برو. حالا مي‌تواني صداي خش خش برگ‌ها را زير پاهاي نه چندان استوارت بشنوي. ابرها به ميهماني تو آمده‌اند و باران‌هاي گاه و بي‌گاه نيز. به آسمان نگاه كن؛ به جايي كه ستاره‌هايت را در سينه‌اش گرفته و سخت مي‌فشرد. ستاره‌هاي تو، آن بالاها جا خوش كرده‌اند. ستاره‌هاي تو هميشه مي‌درخشند، حتي اگر سياه‌ترين ابرها هم بيايند و بخواهند كه نگذارند تا بدرخشند. نور از سياهي ابرها عبور مي‌كند و تو، با چشم‌هايت مي‌بيني كه: رگه‌هايي از نور، از ميان انبوه ابرهاي سياه، بيرون مي‌زنند و زيباترين صحنه‌اي را كه مي‌تواني ببيني، مي‌توانند بسازنند.

لبخند بزن، ستاره‌هاي تو هنوز بيدارند؛ حتي از پشت اين ابرهاي گاه و بي‌گاه پاييزي. ستاره‌هاي تو هميشه مي‌درخشند، هنوز مي‌درخشند، لبخند بزن ...

 





دسته بندی :

لینک مطلب



نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 9:44 قبل از ظهر روز چهارشنبه 1 مهر1388

اول جدي نمي‌گيرند؛ بعد دستت مي‌اندازند، بعد متهمت مي‌كنند، بعد كمي كه اوضاع خراب مي‌شود، سعي مي‌كنند دركت كنند. اما ديگر دير مي‌شود؛ چون ايمان تو، كارش را مي‌كند.

تاريخ، عرصه ظهور و بروز ايمان و بزرگي و كوچكي آن است. منظورم، ايمان مذهبي نيست؛ منظورم ايمان به معناي عام قضيه است. وقتي كه چنگيز با لشگرش مي‌آيد، ايمان دارد به خودش و قدرتش. وقتي سربداران قيام مي‌كنند، ايمان دارند به خودشان و هدف‌شان. تاريخ از اين نظر، زمين فوتبالي است كه شركت كنندگان در آن، با توپ ايمان بازي مي‌كنند؛ نه با توپ منطق و مذهب و ...





دسته بندی :