برای این شماره موفقیت که الان روی کیوسک ها است، مصاحبه ای با رضا صادقی، خواننده، انجام دادم. خودم از این مصاحبه، خیلی لذت بردم. رضا صادقی، یک معلول است و خیلی خوب، درباره کنار آمدنش با این مسأله حرف زد. خواندنش را به همه کسانی که در خانواده شان معلولی دارند و نگران آینده اش هستند، سفارش می کنم. هم چنین به کسانی که مثل دیوار، صاف و دست نخورده اند، اما هزار تا بهانه برای کار نکردن و جلونرفتن شان همیشه در آستین دارند. مصاحبه کامل را در ادامه بخوانید...
ميهنپرستي يعني چي؟ يعني اينكه من از ايران و ايرانيان دفاع كنم؟ يعني بهشان علاقه داشته باشم؟ اگر ايران و ايرانيان اشتباه كردند، چه؟ هيچ وقت خدا با اين ناسيوناليسم كنار نيامدهام. براي من انسان مهم است؛ بدون اينكه خواسته باشم حرف فلسفي و كلياي بزنم. آقا تو انساني، همين كافي است؛ ديگر ايراني بودن و عراقي بودن و فرانسوي بودن و آمريكايي بودنش چه صيغهاي است. صحنهاي از فيلمي را ميديدم كه ديالوگ تكاندهندهاي داشت به شرح زير (شخصيت اصلي فيلم، از بانويي افغاني، سراغ يك فروشنده مواد مخدر افغاني را ميگرفت تا از طريق او، مقصر اصلي را پيدا كند كه بتواند بيگناهي را از پاي چوبه دار نجات بدهد):
- يه نفر پاي چوبه داره.
- افغانيه؟
- نه؛ اما بيگناهه.
حالا اين ديالوگ را ميتوان اينطورياش هم كرد:
- يه نفر داره توي اين شهر زندگي ميكنه.
- ايرانيه؟
- نه؛ اما آدمه.
حالا به نظر شما، روزنامهنگاراني كه رفتهاند توي ِ بيبيسي فارسي، به وطنشان خيانت كردهاند؟ فكر ميكنم اين سئوال، سئوال اشتباهي است و بايد اينجوري اصلاحش كرد: روزنامهنگاران ايرانياي كه به بيبيسي فارسي رفتهاند، آيا كار اشتباه و غير انسانياي كردهاند؟ براي جواب دادن به اين سئوال، فكر ميكنم بايد بيخيال ميهنپرستي مزخرف غيرانساني شد. طرف آدم است، رفته است يك جايي كار كند؛ حالا اين كارش درست است يا درست نيست؟ نيروهاي مذهبي و وطنپرست ميگويند كه اشتباه بوده است؛ چرا كه پناه بردن به يك بنگاه خبري وابسته به دشمنان يك سرزمين است. مسأله همينجا است: اگر بيبيسي مشكل دارد، چرا اصلياش را ميگذارند كار كند؛ اما فارسياش را نميگذارند؟ اگر كار خبري مشكل دارد، چرا ما هم كار خبري ميكنيم؟ اگر فعاليت به زبانهاي ديگر مشكل دارد، چرا برنامههاي ايران، به زبانهاي عربي و انگليسي و ... هم پخش ميشود؟
چرا مسئولان ايراني فكر ميكنند آسمان پاره شده است و آنها به زمين افتادهاند و قرار است كه رسولان هدايت و رستگاري جهاني باشند؛ در حالي كه رستگاري خودشان هم زير سئوال است! نيمنگاهي به كيهان بيندازيد؛ به ايران بيندازيد؛ به ... اگر اخلاق رسانهاي مطرح است،كه ما ايرانيان شيعه اثنيعشري مدعي هم داريم در اين حوزه رسما ً گند ميزنيم. اگر رقابت رسانهاي مطرح است كه ما هم داريم اينكار را ميكنيم كه؛ مگر با رسانههاي ديگر جهانيان مقابله نميكنيم؟ كساني كه خودشان مشكل دارند، چطور ميتوانند مشكلات جهاني را حل كنند؟ كساني كه رسانههاي خودشان مشكل دارد و واقعيتهاي جهاني را كاريكاتورگونه منعكس ميكند، چطور ميتوانند...؟
يادم باشد از اين به بعد يك تركيب ديگر را هم به قاموس لغتهاي ارتباطاتم اضافه كنم: اگر عرضه مقابله درست و حسابي با چيزي را نداري، رذيلت حذف كردنش را داشته باش. البته اين قانون را از دوستان عزيز ارشادي و فرهنگي وطني خودمان ياد گرفتهام. زنده باد ناسيوناليسم ايراني!

