نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 8:32 قبل از ظهر روز پنجشنبه 21 خرداد1388
سلام ميرحسين جان، خوبي بابا! خسته نباشي. ديروز را ديدي؟ دوشنبه، راهآهن تا تجريش را ديدي؟ مردم را ديدي؟ تقريبا ً تكليف رياستجمهوري مشخص شده است. هر وقت كه موج مردمي و خودجوش، براي حمايت از كانديدايي راه بيفتد، همان كانديدا پيروز است. ۱۲ سال پيش، اين موج به نفع خاتمي راه افتاد. ۴ سال پيش به نفع احمدينژاد (روشنفكر جماعت را نميگويم ها! مردم را ميگويم) و حالا به نفع تو. برو حاليش رو ببر؛ به قول بچهها گفتني. برو و فكر چيدن كابينهات باش. فقط جناب ميرحسين موسوي، الان و اينجا مينويسم؛ در تاريخ ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ كه چهار سال بعد، خوب يادت باشد:
- يادت نرود كه اين ما مردم بوديم كه از موسوي بيرأي دو، سه ماه پيش، پيشتاز انتخابات را ساختيم.
- يادت نرود كه آمدهاي بسازي و بهانه نياوري؛ نه اينكه نسازي و كلي هم توجيه داشته باشي.
- يادت باشد كه با افرادي و ارگانهايي كه قدرت دارند اما مسئوليت ندارند، به شدت برخورد كني. چرا وقتي مراجع قانوني، چيزي را تأييد ميكنند، ما بايد باز هم خائف باشيم از وزارت اطلاعات و آدمهاي ديگر؟
- گوشت و مرغ و تخم مرغ و توليد و انگيزه پيشرفت و اينها هم كه حتما ً يادت نرود.
- فضاي فرهنگي و مطبوعاتي كشور را آزادتر كن و حرفهايتر.
- بر تو است كه منابع انساني؛ مانند نخبگان را ارج بنهي.
- و ... اينكه يادت نرود اين ما بوديم كه تو را پيشتاز كرديم؛ بدون هيچ صدا و سيمايي و بدون هيچ رسانه تأثيرگذاري و تنها با همين سينه به سينه منتقل كردنهايمان و با همين پيامكهايمان. يادت نرود!
چهار سال بعد، هيچ بهانهاي قابل قبول نيست. مردان بزرگ، راهي براي انجام كارها پيدا ميكنند؛ نه بهانهاي براي توجيه انجام ندادنهايشان. منتظريم ببينيم چه كار ميكني ها!
دسته بندی :يادداشتهاي پراكنده
