نویسنده : عیسی محمدی ; ساعت 3:36 بعد از ظهر روز سه شنبه 2 تیر1388
انا لله و انااليه راجعون
برادران محترم شاغل در تلويزيون، كيهان، فارس، ايرنا، رجانيوز و روزنامههاي ايران و وطنامروز
سلام و خسته نباشيد.
برادر كوچك و روزنامهنگار شما در گوشهاي ديگر از اين مملكت اسلامي، نكتههايي را به يادش آمده كه ميخواهد به ياد شما هم بياورد.
1. سيد تنها است، تنهاي تنها. مظلومان تاريخ، هميشه تنها بودهاند، تنهاي تنها. ظالمان تاريخ، هميشه قدرت داشتهاند، تفنگ داشتهاند، ارتش داشتهاند، دست بالاتر را داشتهاند. مگر ميشود كسي كه تفنگ و ارتش و سپاه و قدرت و دست بالاتر را دارد، مظلوم باشد؟ آنهم در مقايسه با كسي كه چيزي ندارد جز دستهاي خالي و يك سايت درب و داغان؟
2. نان آغشته به خون خوردن ندارد. شبها چطور ميخوابيد؟ چطور به اصحاب خانوادهتان نگاه ميكنيد و خم به ابرو نميآوريد؟
3. حق باشما! موسوي اشتباه ميكند، قبول! اما اين شرايط پادگاني پس براي چيست؟ اين كشت و كشتار براي چيست؟ آيا مسئوليتش با مردم است؟ اگر كسي توي خيابان به شما فحش هم كه بدهد، ميرويد و با چاقو ميزنيد توي شكمش و بعدش هم ميگوييد كه "چون عمل غيرقانوني انجام داد و به من فحش داد، با چاقو زدمش و مسئوليتش هم با خودش ميباشد كه كار غيرقانوني كرد"؟ بابا دم همگي گرم...
4. نظام از چه ميترسد؟ احمدينژاد گفت كه دروغگو خائن است و خائن هم ترسو. پس نظام از چه ميترسد كه اينهمه شرايط را محدود كرده است؟ شدهايم عين كرهشمالي! اين برادران سپاهي و اطلاعاتي و بسيجي كه دارند از ماليات همين مردم ارتزاق ميكنند، پس اين همه مدت چهكار ميكردند كه نميتوانند ورود چند تا منافق به كشور را شناسايي كرده و آنها را دستگير كنند؟ يا خيلي بيعرضه هستند، يا ماجرا چيز ديگري است. به راستي نظام، از چه ميترسد؟
5. مدام توي بوق و كرنا ميكنيد كه منافقان و استكبار جهاني و بيگانگان دارند از موسوي حمايت ميكنند و بايد دستگيرش كرد و در اين آشوبها مباين و مشاور و اينها بوده. ببخشيد، مگر مقدرات ما را بيگانگان تأيين ميكنند؟ مگر منطق ما، تأييد يا تكذيب بيگانگان است؟ بله، حرف حضرت امام را من هم شنيدهام كه "هر گاه استكبار جهاني از شما تعريف كرد، بدانيد كه يك جاي كار ميلنگد و اين حرفها." قبول! يعني اگر فردا امريكاييها بگويند رهبري نظام خوب است، بايد به رهبري نظام شك بكنيم و كنارش بگذاريم؟ در زمان زنده بودن حضرت امام، بيگانگان بارها از او تعريف كردند، از قدرت و معنويت و نترسياي كه داشت. با منطق شما، حضرت امام حتما يك مشكلي داشت كه از او تعريف ميكردند؟ فراموش نكنيد كه جنگ بين دولتهاي متوسط، خدمت به دولتهاي بزرگ براي فروش اسلحه و احساس نياز به آنها براي ايجاد امنيت است. راستي، طولاني شدن جنگ، كه با فرمان متوليان جنگ بود و مورد عنايت غربيها هم بود (چرا كه كارخانههاي سلاحسازيشان ورشكست نميشد!)، اشتباه بود؟ ما خودمان تصميم ميگيريم؛ چه ربطي به بيگانگان دارد؟ اين منطق را از كجا آوردهايد؟ لطفا آدرس بدهيد ما هم برويم و آنجا درس بخوانيم، حضرات اساتيد!
6. ببخشيد، مگر پدران و بزرگان ما كه انقلاب كردند، منتظر مجوز و اجازه كسي ماندند؟ كسي اگر توي گوش شما بزند، مگر منتظر مجوز ميمانيد كه دومي و سومي را هم بزند يا نزند؟ ميزنيد پدرش را هم در ميآوريد، نميزنيد؟ حكومت جمهوري اسلامي و امام عادل است، قبول! اين عده هم به خاطر به خطر افتادن همين جمهوريت بيرون آمدهاند! اجتماع ميليوني در آزادي را نديديد؟ مگر اين انقلاب و مملكت براي همين مردم نيست؛ پس چرا به آنها مجوز راهپيمايي آرام را نميدهند؟ ترس براي خائنان است. شما و دوستانتان كه خداي ناكرده خائن نيستيد، هستيد؟
7. تيتر ميزنيد از قول امام كه "غلط ميكنيد قانون را قبول نداريد!". حالا جا دارد فرياد بزنيم كه "غلط ميكنيد مردم و زن و بچه آنها را لت و پار ميكنيد؟ شما به چه حقي و با چه مجوزي ديگران را ميكشيد و زخمي ميكنيد و زنداني ميكنيد؟ نكند اينها هم از مظلوميت شما است؟
8. برادران شما را در روزنامههاي ديگر ميگيرند و ميبرند؛ آنهم بدون گفتن جرمشان. واعجبا! البته شما كه بايد خوشحال بشويد، وقتي كه در فضاي فكري قدرت برابري و مقابله با اين عناصر را نداريد، خوشحال هم بايد باشيد كه حذف فيزيكي آنها در دستور كار قرار بگيرد. جوانمردي كجا رفت؟ مردي را چه آمد؟
9. جنگ صفين!؟ قرآن بر سر نيزه!؟ پس كيست كه آتش زدن مسجد را علم كرده و وااسلاما سر ميدهد؟ پس كيست كه كتك خوردن يك بسيجي سراپا مسلح را كه براي كتك زدن بين مردم آمده، بر سر نيزه برده و وامصيبتا سر ميدهد؟ به راستي كه معاويه را درس ميدهيد...
10. سيد تنها است، تنها. آنقدر تنها كه مسلمانزادهاي(!) چون عسگراولادي مسلمان! دور بر ميدارد و او را به سرنوشت بنيصدر تهديد ميكند! ببينيد كه به كجا رسيدهايم...
11. روزي كه حسين را و اصحاب حسين را و خانواده و آشنايان حسين را كشتند، ميدانيد چه گفتند؟ گفتند چيزي نبود، اينها خارجي بودند! حالا هم ميگويند چيزي نيست، اينها خارجي هستند و از خارج حمايت ميشوند. به راستي كه تاريخ، قضاوت خواهد كرد و به راستي كه نان آغشته به خون خوردن ندارد و به راستي كه روز محشر، صاحبان اين خونها برخواهند خواست و شما را در موضعي كه قدرتي جز حق حاكم نخواهد بود، محاكمه خواهند كه: به كدامين گناه، كشته شديم؟
دسته بندی :يادداشتهاي پراكنده
