طرح مساله: چرا جمهوری اسلامی ایران، باید اصلاح بشود؟
طرح بحث: یک ضربالمثل قدیمی میگوید که درخت را، از میوهاش باید شناخت. گفته بیهودهای هم نیست. میوه سیب، تنها از درخت سیب بیرون میآید، نه از درخت گردو. درخت پسته را هم اگر نشناسیم، از روی محصول پستهای که روی آن نشسته، میتوانیم تشخیص بدهیم. جمهوری اسلامی ایران با قرائت هشتاد و هشتی آن، میوههای مطلوبی به بار نیاورده است؛ میوههایی که شیرینی و رسیدگیشان، همه آدمها را به تحسین وادار کند. البته خود این میوهها، برای اینکه خودشان را از چنین مخمصهای خلاص کنند، میگویند که برای آنها تنها داوری باغبانی به نام خداوند ملاک است و لاغیر. اما حتی خداوند هم میوههای شیرین را دوست میدارد و انسانهای شیرین و پرثمره را. کدام باغبان است که میوههای ترش و نرسیده را دوست داشته باشد؟
طرح مسأله: چرا میوههای جمهوری اسلامی 88 را نرسیده و ترش میدانید و نه شیرین و پرثمر؟
طرح بحث: به این لیست نگاه کنید: حسین شریعتمداری، حجت الاسلام ذالنور، سردار جعفری، سردار نقدی، دکتر رحیمپور ازغدی، آیتالله احمد خاتمی، مداحان بیت رهبری و مسجد ارگ و جاهای دیگر، امامان جمعه سراسر کشور، گماشتگان حکومت در نیروهای انتظامی و نظامی و ستاد مشترک و مجموعههای ذیربط. این دوستان منصوب شده، آنچنان شیرین و رسیده نیستند که دهان دوست و دشمن را آب بیندازند. برعکس، چنان ترش و نرسیدهاند که حتی دارند آشنایان باغبانشان را هم به اعتراف کردن وا میدارند که "این چه درختی است کاشتهای که چنین محصولی به بار آورده است؟" آنها، نه نماینده اخلاقاند، نه نماینده بصیرت و دانایی، نه نماینده انساندوستی، نه نماینده کامل هیچ فضیلت دیگری. آنها، تنها نماینده کامل رذیلت "دشمنسازی دوستان" هستند؛ دوستان "جونی و خونی" درختی به نام انقلاب اسلامی.
طرح مسأله: چرا فکر میکنید که پروژه "دشمنسازی و دشمنانگاری دوستان" در حال اجرا شدن است؟
طرح بحث: انقلاب اسلامی زمانی داعیه این را داشت که همه مظلومان عالم، در جبهه موافقش قرار دارند. یعنی جبهه را اینقدر گسترده گرفته بود که هر مظلومی از هر مکتب و مسلکی در زیر چترش میتوانست قرار بگیرد؛ و البته اولویت با مسلمانان و شیعیان بود. اما حالا چه؟ چتر جمهوری اسلامی اینقدر کوتاه و کوچک شده است که هر کسی با هر قد و اندازهای، نمیتواند به زیر آن برود و حتما باید انسانهایی خاص، با تعریفی خاص که سردمدارانی خاص در بخشهایی خاص از حکومتی با ادعای عام ولی قرائتی خاص دارند ارائه میکنند، بروند. بلی، اینچنین میشود که چترها کوتاه و کوچکتر میشوند. جمهوری اسلامی را چه شده است که حتی نزدیکانش را هم دشمن میپندارد؟ آیا این، جز دشمنانگاری دوستان است؟ آیا مجوز دوست و دشمن بودن با انقلاب را باید اینها بدهند؟ مجوز انقلابی بودن یا نبودن خود صادرکنندگان این مجوزها را چه کسانی باید بدهند؟
