روزنامه نگاری، آموزش های عینی، مطلب سوم.
اول اینکه سئوالی کرده بودند یکی از عزیزان خواننده که شغل ثابتی دارند و در کنار شغل ثابت شان، دارند روزنامه نگاری می کنند. دلگیر شده بودند از اینکه آیا، کارمند رسانه هستند یا می توانند یک روزنامه نگار واقعی باشند؟ چرا که نه، حتما می شود. وقتی که از دغدغه ای همیشگی حرف می زنیم، یک امر ذهنی است. شما می توانید سر شغل ثابت تان باشید، اما به موضوع گزارش تان فکر کنید. بالاتر اینکه، حتی از شغل ثابت تان، برای گزارش خودتان و کمک به آن استفاده کنید. مثلا شما حسابدارید، و گزارشی درباره اعتیاد می گیرید. احتمالا می توانید با استفاده از حسابداری، آمارهای خوبی جمع و جور کنید و به نوشته های گزارشی تان، نظم ببخشید. همه چیز را می توانید به ابزاری برای ارتقای روزنامه نگاری تان تبدیل کنید. به قول معروف "من در میان جمع و دلم جای دیگر است". غمی نیست، خواننده محترم.
... و اما بعد، دفترچه ای باید داشت؛ و در آن، نوشت هر چه را که جالب است، خبر است، می تواند خبر بشود، می تواند تبدیل به گزارش بشود و چیزهایی از این قبیل.
ما از اول صبح تا آخر شب، با انسان های زیادی حرف می زنیم، خودآگاه یا ناخودآگاه حرف های زیادی را می شنویم، با اطلاعات زیادی روبه رو می شویم، برنامه های زیادی را گوش می کنیم و می بینیم و ... . در میان همه این ها، سوژه های نابی برای نوشتن پنهان شده است.
حافظه؟ به حافظه اعتماد نکنید، اکیدا. بنویسید، توی دفترچه یا موبایل تان. این نوشته ها را ارج بنهید و به آنها احترام بگذارید. عادت کنید به این کار. با این کار، می توانید ناب ترین سوژه هایی را که کسی در اتفاقات و رفتارها و گفتارهای عادی دیگران نمی بیند، ببینید و این، یعنی نبوغ.
این کار، حتی برای فیلمنامه نویسان و داستان نویسان و حتی گویندگان و ... هم سخت می تواند موثر و مفید باشد. دقیق نگاه کنید، دقیق بنویسید و این نوشته هایتان را پیگیری کنید. با این کار، حتی از ساده ترین رویدادها هم، می توانید بهترین سوژه ها را شکار کنید. شما، باید درست مثل یک شکارچی، دقیق باشید و سوژه ها و نکته ها را شکار کنید. بعدش، اینها را بنویسید. این دفترچه، یکی از ابزارهای جادوگری و سلطه شما بر کار روزنامه نگاری می تواند باشد؛ و باید باشد. جادوگران محترم! لطفا این نکته را از یاد نبرید.
شاد زی.
+ نوشته شده در ساعت ۱۲:۳۷ ب.ظ توسط عیسی محمدی
|