آقای جمهوری اسلامی، سلام.

من، یک شهروند تو هستم؛ تو که امروز، ایران منی و حاکم ایران من. من، دشمن تو نیستم؛ شهروند تو هستم؛ عضو تو هستم. با من مهربان تر باش. من، ستیزه گر تو نیستم. من، به عنوان شهروندی از جهان، و شهروندی از ایران، تنها کمی غرور می خواهم، کمی شادی، آسایش خاطر و مقداری اعتبار؛ که ثبت می شود روی پاسپورتم. همین ها برایم کافی است...

شادی مردم را ببین؟ این مردم نجیب، این همه گرسنگی، فشار اقتصادی، نابرابری و ... را تاب آورده اند، ولی دم نزده اند. به ترکیه نگاه کن!  به خاطر یک پارک، ببین چه می کنند؟ ما اما سخت ترین شرایط را گذرانده ایم و با شما ساخته ایم. مردمی مهربان تر از ما پیدا نخواهی کرد؛ به خدا قسم.

به ما غرور بده، شادی بده، اندکی آسایش خاطر از بابت اقتصاد و درآمد و کمی غرور؛ که پاسپورت هایمان را با خجالت روی میز خارجی ها نگذاریم؛ همین ها کافی است، به خدا.

باور کن برای تو، ما شهروندان، مهربان تر از خیلی ها هستیم؛ نجیب تر از خیلی ها ... . با ما مهربان تر باش. ما، قانع تر از آنیم که فکرش را می کنی...