مهمان ضمیر ناخودآگاه منی

سه رباعی جدید

رباعی اول

آن چشم - و آن چشم - چه با جانم کرد

طوفان نگاه تو چه عریانم کرد
یک زلزله ای آمد و من خاک شدم
عقلی که «دلم» بود، چه ویرانم کرد

*
رباعی دوم

تو آمدی و کلوچه ای در دستت

این قلب بزرگ، نوچه ای در دستت
بن بست‌ترین شبم گذرگاه تو شد
با رمز عبور کوچه ای در دستت

*
رباعی سوم

دلتنگی گاه و - نیز- بی گاه منی

تصویر درون برکه ماه منی
تاراندن تو از دل من بیهوده است
مهمان ضمیر ناخودآگاه منی       شاعر: عیسی محمدی

در فلسفه نبود تو جان بدهم

سهل است كه با وجود تو جان بدهم

وقت است كه تا به سود تو، جان بدهم

يك عمر به تمرين جنون غرقم تا-

در فلسفه نبود تو جان بدهم   رباعي از: عيسي محمدي