بوسه هایت

حالی دست داد و شعری بر قلم رفت و حاصلش، شد این؛ خوب و بدش را به من ببخشایید.

  • بوسه کن مرا
  • بوسه های تو زیباست
  • بوسه های تو
  • بغض پنهان هزار و یک دریاست
  • بوسه هایت
  • نان است و آزادی
  • نور است و شادی
  • و حس خوشایند تماشای یک آسیاب بادی
  • بوسه کن مرا
  • اینجا
  • آخر دنیاست

خبرنگاران فوق العاده؛ خبرنگاران معمولی

  • آموزش های ذهنی روزنامه نگاری؛ قسمت دهم.

می گویند یک فروشنده خوب، همه کارهایش در محل کار، به فروش یا معامله ای ختم می شود. غیر این باشد، بازنده است و فروشنده ای فوق العاده نخواهد شد.

به همین نسبت، یک خبرنگار خوب، همه کارهایش در تحریریه و محل کار، باید به تولید یک خبر، مصاحبه و گزارش ختم شود. غیر این باشد، باخته است.

بسیاری از خبرنگاران، نیمی - و بیش از نیمی- از کارهایشان در تحریریه، فرحمند است، نه هدفمند. آنها وبگردی می کنند؛ اما هدفی از این وبگردی ندارند. و صدها کار دیگر می کنند؛ بدون هیچ هدف رسانه ای از آنها.

آنها، فوق العاده نمی شوند، به همین سادگی!

آب قم و شیرین و فرهاد من

آب قم نیز شیرین شد، فرهاد من!

اما نیامدی...